هوش مصنوعی فقط به تراشههای قدرتمند و مراکز داده بزرگ نیاز ندارد؛ پشت هر مدل هوش مصنوعی، یک زیرساخت عظیم انرژی قرار گرفته است. آموزش مدلهای بزرگ، اجرای سرویسهای ابری، تولید تصویر و ویدئو، پردازش درخواستهای کاربران و بهخصوص وظایف پیچیده عاملانه، همگی به توان محاسباتی و در نتیجه برق زیادی نیاز دارند.
همین مسئله باعث شده شرکتهایی مانند مایکروسافت، گوگل، آمازون و متا دیگر انرژی را صرفاً یک هزینه عملیاتی نبینند. این شرکتها در سالهای اخیر وارد قراردادهای بزرگ انرژی هستهای شدهاند، از توسعه راکتورهای کوچک ماژولار حمایت کردهاند و حتی در برخی موارد به سرمایهگذاری مستقیم در فناوریهای هستهای روی آوردهاند.
اما چرا انرژی هستهای؟
پاسخ کوتاه این است: مراکز داده هوش مصنوعی به برق بسیار زیاد، پایدار، شبانهروزی و قابل پیشبینی نیاز دارند؛ ترکیبی که انرژی هستهای میتواند بخش مهمی از آن را تأمین کند.
چرا هوش مصنوعی به این همه برق نیاز دارد؟
مدلهای هوش مصنوعی امروزی بسیار بزرگتر و پیچیدهتر از نسلهای قبلی شدهاند.
برای آموزش یک مدل بزرگ، هزاران یا حتی دهها هزار پردازنده باید برای مدت طولانی بهصورت همزمان کار کنند. پس از آموزش نیز مسئله تمام نمیشود؛ مدل باید به درخواست میلیونها کاربر پاسخ دهد.
هر بار که کاربر:
- یک سؤال از چتبات میپرسد،
- یک تصویر تولید میکند،
- یک ویدئو میسازد،
- یک فایل را تحلیل میکند،
- یک کد را اجرا یا بررسی میکند،
- یا از یک عامل هوش مصنوعی برای انجام چند مرحلهای یک کار استفاده میکند،
در پشت صحنه محاسباتی انجام میشود که به برق نیاز دارد.
اهمیت این موضوع با توسعه قابلیتهای جدید بیشتر شده است. طبق تحلیل آژانس بینالمللی انرژی، مصرف برق مراکز داده در سال ۲۰۲۵ حدود ۱۷ درصد افزایش پیدا کرده و مصرف مراکز دادهای که بهطور اختصاصی روی هوش مصنوعی تمرکز دارند، حدود ۵۰ درصد رشد کرده است.
برآورد این نهاد نشان میدهد مصرف برق مراکز داده جهان میتواند از حدود ۴۸۵ تراواتساعت در سال ۲۰۲۵ به حدود ۹۵۰ تراواتساعت در سال ۲۰۳۰ برسد؛ یعنی تقریباً دو برابر شود.
نکته مهمتر این است که کاربردهایی مانند تولید ویدئو، استدلال پیچیده و وظایف عاملانه میتوانند بسیار بیشتر از یک درخواست متنی ساده انرژی مصرف کنند.
مشکل فقط مقدار برق نیست
ممکن است در نگاه اول این سؤال مطرح شود که چرا شرکتهای فناوری بهسادگی برق بیشتری از شبکه خریداری نمیکنند؟
مشکل اینجاست که یک مرکز داده بزرگ هوش مصنوعی فقط به برق زیاد نیاز ندارد؛ بلکه به برق پایدار و قابل اتکا در تمام ساعات شبانهروز نیاز دارد.
یک مدل هوش مصنوعی نمیتواند فقط زمانی که خورشید میتابد یا باد میوزد به کار خود ادامه دهد.
مرکز داده باید بهطور مداوم:
- سرورها را روشن نگه دارد،
- پردازندههای AI را تغذیه کند،
- سیستمهای خنککننده را فعال نگه دارد،
- شبکه و تجهیزات ذخیرهسازی را اجرا کند،
- و در برابر نوسانات مصرف، ظرفیت کافی داشته باشد.
به همین دلیل مسئله انرژی برای شرکتهای فناوری از یک موضوع زیستمحیطی به یک مسئله زیرساختی و استراتژیک تبدیل شده است.
چرا انرژی هستهای جذاب شده است؟
انرژی هستهای چند ویژگی دارد که برای مراکز داده بسیار مهم است.
تولید برق شبانهروزی
برخلاف خورشیدی که به نور خورشید وابسته است یا باد که به شرایط جوی بستگی دارد، نیروگاه هستهای میتواند بهصورت مداوم برق تولید کند.
این ویژگی برای مرکز دادهای که باید ۲۴ ساعت شبانهروز فعال باشد اهمیت زیادی دارد.
تولید برق در مقیاس بزرگ
یک نیروگاه هستهای میتواند ظرفیت قابل توجهی را به شبکه اضافه کند.
برای شرکتهایی که در حال ساخت پردیسهای عظیم مرکز داده هستند، داشتن یک منبع تولید برق بزرگ و پایدار اهمیت زیادی دارد.
انتشار کربن عملیاتی پایین
نیروگاه هستهای هنگام تولید برق مانند نیروگاههای فسیلی دیاکسیدکربن ناشی از سوختن زغالسنگ یا گاز تولید نمیکند.
این مسئله برای شرکتهایی که اهداف بلندمدت کاهش انتشار کربن دارند اهمیت زیادی دارد.
البته «بدون کربن بودن در زمان تولید برق» به معنی بدون اثر زیستمحیطی بودن کل چرخه عمر انرژی هستهای نیست و مسائلی مانند استخراج سوخت، ساخت نیروگاه و مدیریت پسماند همچنان مطرح هستند.
چرا انرژی خورشیدی و بادی بهتنهایی کافی نیستند؟
شرکتهای فناوری اتفاقاً سرمایهگذاری عظیمی روی انرژیهای تجدیدپذیر نیز انجام دادهاند.
مشکل اینجاست که تولید برق و نیاز مرکز داده همیشه در یک زمان اتفاق نمیافتد.
فرض کنید یک مرکز داده در تمام طول شب به برق نیاز دارد، اما بخش بزرگی از انرژی موردنظر آن از نیروگاه خورشیدی تأمین میشود.
در این شرایط باید یکی از راهکارهای زیر وجود داشته باشد:
تولید خورشیدی ← ذخیرهسازی باتری ← مصرف شبانه
یا:
خورشیدی + باد + شبکه برق ← تأمین مداوم مرکز داده
این روشها کاملاً امکانپذیر هستند، اما هرچه مرکز داده بزرگتر شود، مدیریت ظرفیت، ذخیرهسازی و شبکه پیچیدهتر میشود.
به همین دلیل شرکتهای فناوری به دنبال ترکیبی از منابع مختلف هستند و انرژی هستهای را بهعنوان یکی از منابع پایدار و قابل کنترل در این ترکیب میبینند.
آژانس بینالمللی انرژی نیز انتظار دارد انرژیهای تجدیدپذیر بخش بزرگی از رشد تقاضای برق مراکز داده را تأمین کنند، در حالی که گاز طبیعی و انرژی هستهای نیز نقش مهمی در تأمین برق پایدار خواهند داشت.
مایکروسافت و بازگشت نیروگاه Three Mile Island
یکی از مشهورترین نمونهها، قرارداد مایکروسافت با شرکت Constellation Energy در آمریکا است.
مایکروسافت برای تأمین برق مراکز داده خود از توافقی حمایت کرده که به بازگشت یک واحد از نیروگاه هستهای Three Mile Island در پنسیلوانیا کمک میکند.
این واحد که در سال ۲۰۱۹ به دلایل اقتصادی از مدار خارج شده بود، قرار است با نام Crane Clean Energy Center دوباره وارد چرخه تولید برق شود.
ظرفیت این نیروگاه حدود ۸۳۵ مگاوات اعلام شده است.
هدف مایکروسافت دسترسی به برق پایدار و بدون انتشار کربن در زمان تولید برای پاسخگویی به رشد تقاضای مراکز داده است.
نکته مهم اینجاست که مایکروسافت الزاماً قصد ندارد مالک یک صنعت هستهای کامل شود. مدل اصلی این شرکت استفاده از قراردادهای بلندمدت خرید برق و همکاری با تولیدکنندگان انرژی است.
این الگو در صنعت فناوری اهمیت زیادی دارد:
شرکت فناوری ← قرارداد بلندمدت ← تولیدکننده برق ← تأمین برق مرکز داده
بنابراین «ورود غولهای فناوری به انرژی هستهای» همیشه به معنی ساخت نیروگاه توسط خود شرکت فناوری نیست.
گوگل به سراغ راکتورهای کوچک ماژولار رفته است
گوگل نیز رویکرد متفاوتی را دنبال میکند.
این شرکت در سال ۲۰۲۴ با Kairos Power قراردادی برای خرید انرژی هستهای از مجموعهای از راکتورهای کوچک ماژولار یا SMR امضا کرد.
هدف این قرارداد فراهم کردن امکان تولید حداکثر ۵۰۰ مگاوات برق بدون انتشار کربن بهصورت شبانهروزی در چند مرحله است.
اولین راکتورهای این برنامه برای ورود به مدار از حدود سال ۲۰۳۰ به بعد هدفگذاری شدهاند.
گوگل در سال ۲۰۲۵ نیز پروژه نخست خود با Kairos و Tennessee Valley Authority را معرفی کرد که شامل تأمین ۵۰ مگاوات برق هستهای برای شبکهای است که مراکز داده گوگل در منطقه را تغذیه میکند.
این رویکرد یک تفاوت مهم با خرید برق از نیروگاههای موجود دارد.
گوگل در واقع تلاش میکند در ایجاد نسل جدید ظرفیت هستهای نیز نقش داشته باشد.
چرا SMRها برای شرکتهای فناوری جذاب هستند؟
SMR مخفف Small Modular Reactor یا «راکتور کوچک ماژولار» است.
ایده اصلی این فناوری آن است که بهجای ساخت یک نیروگاه هستهای بسیار بزرگ با طراحی سنتی، راکتورهایی کوچکتر و ماژولار ساخته شوند.
از نظر تئوری، این ساختار میتواند مزایایی داشته باشد:
- اندازه کوچکتر
- امکان ساخت چند واحد
- قابلیت توسعه مرحلهای ظرفیت
- امکان استفاده در مکانهای مختلف
- استانداردسازی بیشتر فرایند ساخت
- امکان نزدیکتر شدن به محل مصرف
البته این مزایا هنوز به معنی ارزان، ساده یا سریع بودن قطعی ساخت SMRها نیست. بسیاری از پروژههای این صنعت هنوز در مرحله توسعه یا ساخت اولیه قرار دارند و هزینه و زمانبندی واقعی آنها باید در عمل مشخص شود.
آمازون؛ ترکیبی از نیروگاه موجود و SMR
آمازون نیز یکی از فعالترین شرکتهای فناوری در زمینه انرژی هستهای است.
این شرکت با Talen Energy برای ایجاد یک پردیس مرکز داده در نزدیکی نیروگاه هستهای Susquehanna در پنسیلوانیا همکاری کرده است.
این مدل اهمیت زیادی دارد، زیرا مرکز داده به یک منبع هستهای موجود نزدیک میشود و میتواند از زیرساخت انرژی همان منطقه استفاده کند.
آمازون در کنار استفاده از ظرفیت نیروگاههای موجود، روی فناوری SMR نیز سرمایهگذاری کرده است.
این شرکت در توسعه راکتورهای شرکت X-energy مشارکت کرده و برنامههایی برای توسعه ظرفیت هستهای جدید در ایالت واشنگتن دنبال میکند.
در یکی از برنامههای اعلامشده، ساخت چهار راکتور پیشرفته با ظرفیت اولیه ۳۲۰ مگاوات و امکان توسعه تا ۹۶۰ مگاوات در نظر گرفته شده است.
آمازون همچنین اعلام کرده که در پروژههای هستهای خود به دنبال ایجاد ظرفیت جدیدی برای تأمین نیازهای رو به رشد برق، از جمله نیاز ناشی از هوش مصنوعی و مراکز داده AWS، است.
متا هم وارد بازی هستهای شده است
متا نیز در ژانویه ۲۰۲۶ مجموعهای از توافقها و همکاریهای هستهای را اعلام کرد که در مجموع میتواند به ۶.۶ گیگاوات ظرفیت مرتبط شود.
این برنامه شامل همکاری با شرکتهایی مانند Vistra، TerraPower و Oklo و همچنین توافق قبلی متا با Constellation است.
هدف اعلامشده متا افزایش ظرفیت برق بدون کربن و قابل اتکا برای حمایت از زیرساختهای فناوری و هوش مصنوعی است.
این موضوع نشان میدهد روند موردنظر دیگر محدود به یک یا دو شرکت نیست.
مایکروسافت، گوگل، آمازون و متا همگی به شکلهای مختلف در حال ایجاد یا تضمین دسترسی به ظرفیت هستهای هستند.
چرا شرکتها به نیروگاههای قدیمی هم علاقهمند شدهاند؟
یکی از نکات جالب این روند این است که تمام سرمایهگذاریها روی راکتورهای آینده نیستند.
برخی شرکتها به سراغ نیروگاههای هستهای موجود رفتهاند.
دلیل آن ساده است: ساخت یک نیروگاه هستهای جدید ممکن است سالها زمان ببرد.
اما اگر یک نیروگاه موجود از نظر فنی و اقتصادی امکان بازگشت به مدار داشته باشد، میتوان ظرفیت تولید برق را سریعتر از ساخت یک نیروگاه کاملاً جدید احیا کرد.
به همین دلیل، بازفعالسازی نیروگاههای تعطیلشده نیز بخشی از استراتژی تأمین انرژی صنعت فناوری شده است.
مشکل بزرگتر: شبکه برق هم باید توسعه پیدا کند
حتی اگر شرکتها برق موردنیاز خود را پیدا کنند، یک مشکل دیگر باقی میماند:
شبکه برق باید بتواند آن را به مرکز داده برساند.
مراکز داده هوش مصنوعی در مقیاس بسیار بزرگ ساخته میشوند و یک پروژه جدید میتواند به صدها مگاوات یا حتی گیگاوات ظرفیت نیاز داشته باشد.
اما ساخت خطوط انتقال و اتصال یک مرکز داده بزرگ به شبکه ممکن است سالها زمان ببرد.
در بعضی مناطق آمریکا، همین مسئله به یکی از گلوگاههای اصلی توسعه مراکز داده تبدیل شده است.
به همین دلیل شرکتهای فناوری به دنبال مدلهایی هستند که مرکز داده را از ابتدا در نزدیکی منابع تولید برق یا زیرساختهای قوی شبکه قرار دهند.
این مسئله در حال تغییر دادن جغرافیای مراکز داده است.
مرکز داده آینده ممکن است کنار نیروگاه ساخته شود
در گذشته، محل ساخت یک مرکز داده بیشتر بر اساس عواملی مانند:
- قیمت زمین
- دسترسی به اینترنت
- نزدیکی به کاربران
- مالیات
- نیروی انسانی
تعیین میشد.
اما در عصر هوش مصنوعی، دسترسی به برق به یکی از مهمترین عوامل تبدیل شده است.
ممکن است در آینده بیشتر شاهد این مدل باشیم:
نیروگاه ← شبکه انتقال ← مرکز داده AI
یا حتی در برخی پروژهها:
منبع تولید برق ← مرکز داده ← پردازندههای هوش مصنوعی
این تغییر میتواند نقشه جغرافیایی صنعت فناوری را نیز دگرگون کند.
آیا غولهای فناوری واقعاً نیروگاه هستهای میخرند؟
نه لزوماً.
عبارت «ورود شرکتهای فناوری به انرژی هستهای» ممکن است این تصور را ایجاد کند که گوگل یا مایکروسافت خودشان شرکت نیروگاهداری شدهاند.
در عمل، مدلهای مختلفی وجود دارد:
خرید برق از نیروگاه موجود
شرکت فناوری یک قرارداد بلندمدت خرید برق امضا میکند.
سرمایهگذاری در پروژه جدید
شرکت فناوری برای توسعه یک نیروگاه یا راکتور جدید سرمایهگذاری میکند.
حمایت از فناوری SMR
شرکت در توسعه فناوری راکتورهای کوچک سرمایهگذاری میکند تا در آینده ظرفیت بیشتری ایجاد شود.
ساخت مرکز داده در کنار نیروگاه
مرکز داده در نزدیکی منبع تولید برق قرار میگیرد تا دسترسی مطمئنتری به انرژی داشته باشد.
مشارکت در شبکه برق
شرکت فناوری برای توسعه خطوط انتقال و زیرساخت شبکه نیز سرمایهگذاری میکند.
بنابراین «ورود به بازار هستهای» یک مدل واحد ندارد.
چرا انرژی هستهای برای AI بهتر از گاز است؟
گاز طبیعی هم میتواند برق پایدار تولید کند و در آمریکا همچنان بخش مهمی از برنامه توسعه ظرفیت مراکز داده است.
اما شرکتهایی که اهداف کاهش انتشار کربن دارند، نمیتوانند تمام رشد مصرف برق خود را با سوختهای فسیلی پوشش دهند.
اینجاست که انرژی هستهای یک مزیت مهم پیدا میکند:
پایداری تولید برق + ظرفیت بالا + انتشار کربن عملیاتی پایین
البته نیروگاههای هستهای مشکلات و هزینههای خاص خودشان را دارند و نمیتوان آنها را یک راهکار سریع و بدون ریسک دانست.
چرا شرکتها فقط باتریهای بزرگ نمیسازند؟
باتری برای متعادل کردن تولید و مصرف برق بسیار مهم است، اما ذخیره انرژی در مقیاس بسیار بزرگ و برای مدت طولانی همچنان هزینه و محدودیتهای فنی دارد.
برای مثال، اگر یک مرکز داده عظیم به صدها مگاوات برق نیاز داشته باشد، ذخیره کردن انرژی کافی برای ساعتهای طولانی میتواند به ظرفیت بسیار بزرگی از باتری نیاز داشته باشد.
بنابراین راهکار محتمل آینده یک منبع واحد نیست.
ترکیبی از:
خورشیدی + باد + باتری + شبکه + گاز + هستهای
میتواند به شرکتها کمک کند نیازهای مختلف مراکز داده را پوشش دهند.
هوش مصنوعی حتی صنعت هستهای را هم تغییر میدهد
رابطه میان AI و انرژی هستهای یکطرفه نیست.
شرکتهای فناوری فقط از انرژی هستهای برای اجرای هوش مصنوعی استفاده نمیکنند؛ بلکه خود هوش مصنوعی نیز میتواند در صنعت هستهای به کار گرفته شود.
از طراحی و شبیهسازی گرفته تا:
- بررسی اسناد فنی
- مدیریت دادهها
- طراحی نیروگاه
- نگهداری تجهیزات
- پیشبینی خرابی
- بهینهسازی عملکرد
- فرایندهای نظارتی
همگی میتوانند از ابزارهای هوش مصنوعی بهره ببرند.
مایکروسافت و NVIDIA نیز در سال ۲۰۲۶ همکاریهایی را برای استفاده از AI در فرایندهای صنعت هستهای، از طراحی و صدور مجوز گرفته تا بهرهبرداری، دنبال کردهاند.
به این ترتیب، رابطهای دوطرفه در حال شکلگیری است:
انرژی هستهای برق موردنیاز AI را تأمین میکند ← AI نیز به توسعه و مدیریت زیرساخت هستهای کمک میکند
آیا انرژی هستهای مشکل مصرف برق AI را حل خواهد کرد؟
نه بهتنهایی.
این نکته مهم است.
حتی اگر تمام پروژههای هستهای اعلامشده توسط شرکتهای فناوری اجرا شوند، رشد تقاضای برق مراکز داده آنقدر سریع است که همچنان به منابع مختلف انرژی و توسعه گسترده شبکه نیاز خواهد بود.
آژانس بینالمللی انرژی نیز انتظار دارد انرژیهای تجدیدپذیر سهم بزرگی از رشد تولید برق موردنیاز مراکز داده را تأمین کنند و در کنار آن، گاز طبیعی و انرژی هستهای نیز نقش مهمی داشته باشند.
از طرف دیگر، بسیاری از پروژههای هستهای جدید هنوز ساخته نشدهاند.
بنابراین فاصله میان قرارداد امضاشده و برق واقعی تولیدشده میتواند چندین سال باشد.
بزرگترین مانع؛ زمان و هزینه ساخت نیروگاه
انرژی هستهای یک مشکل مهم دارد:
ساخت نیروگاه جدید سریع نیست.
مجوزهای پیچیده، استانداردهای ایمنی، تأمین مالی، ساخت تجهیزات، زنجیره تأمین و آزمایشهای مختلف میتوانند پروژه را سالها طولانی کنند.
این مسئله با سرعت صنعت AI تضاد دارد.
شرکتهای فناوری ممکن است بخواهند ظرفیت محاسباتی خود را طی چند سال چند برابر کنند، اما یک نیروگاه هستهای جدید ممکن است به زمان بسیار بیشتری برای رسیدن به تولید تجاری نیاز داشته باشد.
به همین دلیل، در کوتاهمدت نیروگاههای موجود، انرژی تجدیدپذیر، گاز طبیعی و توسعه شبکه همچنان نقش مهمی خواهند داشت.
پسماند هستهای و مسائل ایمنی چه میشود؟
ورود شرکتهای فناوری به انرژی هستهای به معنی حذف مشکلات سنتی این صنعت نیست.
پسماند رادیواکتیو، ایمنی، هزینه ساخت، امنیت فیزیکی، تأمین سوخت و فرایندهای نظارتی همچنان از مسائل اصلی صنعت هستهای هستند.
در مورد SMRها نیز اگرچه طراحیهای جدید با هدف افزایش ایمنی و کاهش پیچیدگی توسعه پیدا میکنند، اما این فناوری هنوز در مراحل اولیه تجاریسازی گسترده قرار دارد.
بنابراین نباید تبلیغات پیرامون «راکتورهای کوچک و ارزان آینده» را با نیروگاههای تجاری کاملاً اثباتشده یکی دانست.
آیا این روند باعث افزایش قیمت برق برای مردم میشود؟
این موضوع به نحوه توسعه پروژهها و ساختار بازار برق هر منطقه بستگی دارد.
ساخت مراکز داده بسیار بزرگ میتواند تقاضای محلی برق را افزایش دهد و اگر زیرساخت تولید و انتقال همزمان توسعه پیدا نکند، فشار بیشتری بر شبکه وارد شود.
از طرف دیگر، شرکتهایی مانند آمازون، گوگل و مایکروسافت در برخی پروژهها سرمایهگذاریهایی برای توسعه ظرفیت جدید و زیرساخت شبکه نیز انجام دادهاند.
در نتیجه، مسئله فقط این نیست که «چه کسی برق را مصرف میکند»، بلکه این است که چه کسی هزینه تولید ظرفیت جدید، خطوط انتقال و توسعه شبکه را پرداخت میکند.
این موضوع در مناطقی که تراکم مراکز داده بالاست، به یکی از بحثهای مهم صنعت انرژی تبدیل شده است.
آینده مراکز داده بدون برق کافی ممکن نیست
رقابت اصلی در صنعت AI فقط میان مدلهای هوش مصنوعی نیست.
شرکتها برای ساخت مدلهای بزرگتر به:
تراشه بیشتر ← مرکز داده بیشتر ← سیستم خنککننده بیشتر ← شبکه قویتر ← برق بیشتر
نیاز دارند.
به همین دلیل انرژی به یکی از اجزای اصلی رقابت فناوری تبدیل شده است.
شرکتی که نتواند برق کافی برای پردازندههای خود فراهم کند، حتی اگر بهترین مدل هوش مصنوعی دنیا را داشته باشد، ظرفیت لازم برای اجرای آن در مقیاس گسترده را نخواهد داشت.
جمعبندی
ورود شرکتهایی مانند مایکروسافت، گوگل، آمازون و متا به انرژی هستهای تصادفی نیست. رشد سریع هوش مصنوعی باعث شده برق به یکی از گلوگاههای اصلی توسعه مراکز داده تبدیل شود.
بر اساس پیشبینیهای آژانس بینالمللی انرژی، مصرف برق مراکز داده در جهان تا سال ۲۰۳۰ تقریباً دو برابر خواهد شد و مراکز داده مبتنی بر AI حتی سریعتر رشد میکنند.
انرژی هستهای برای شرکتهای فناوری جذاب است، زیرا میتواند مقدار زیادی برق را بهصورت پایدار و شبانهروزی تولید کند و در زمان تولید برق، انتشار کربن بسیار کمتری نسبت به نیروگاههای فسیلی داشته باشد.
به همین دلیل مایکروسافت به سراغ بازفعالسازی یک نیروگاه موجود رفته، گوگل روی راکتورهای کوچک ماژولار سرمایهگذاری کرده، آمازون همزمان نیروگاههای موجود و SMRها را دنبال میکند و متا مجموعهای از قراردادها و همکاریهای هستهای را توسعه داده است.
اما این به معنی آن نیست که آینده برق AI فقط هستهای خواهد بود. انرژی خورشیدی، باد، باتری، گاز طبیعی، شبکه برق و حتی فناوریهای نوظهوری مانند همجوشی هستهای نیز در این ترکیب حضور خواهند داشت.
در واقع، اتفاق مهمتر این است که مرکز داده دیگر فقط یک ساختمان پر از سرور نیست؛ بلکه به یک زیرساخت انرژی عظیم تبدیل شده است.
در عصر هوش مصنوعی، رقابت شرکتهای فناوری فقط بر سر تراشه و مدل نیست؛ دسترسی به برق کافی، پایدار و قابل اتکا نیز به بخشی از رقابت بر سر آینده AI تبدیل شده است.
آی تی گیم اخبار فناوری، تکنولوژی و بازی

چرا هوش مصنوعی به این همه برق نیاز دارد؟
چرا انرژی هستهای جذاب شده است؟
مایکروسافت و بازگشت نیروگاه Three Mile Island
مرکز داده آینده ممکن است کنار نیروگاه ساخته شود