اچپی حدود شش ماه است که به دنبال یک مدیرعامل جدید میگردد.
انریکه لورس، مدیرعامل قبلی، در فوریه بازنشسته شد و اچپی، بروس بروسارد را به عنوان مدیرعامل موقت انتخاب کرد. هیئت مدیره یک تیم برای جستجو تشکیل داد و با یک شرکت کاریابی همکاری کرد، اما هنوز فرد اصلی را پیدا نکرده است.
تحقیقات نشان میدهد که استخدام مدیرعامل برای شرکتهای بزرگ معمولاً ۶ تا ۹ ماه زمان میبرد. پس این تأخیر لزوماً نشانه مشکل نیست، چون انتخاب فرد مناسب از میان گزینههای مختلف، زمانبر است.
با این حال، این سوال پیش میآید که آیا اچپی نمیتواند فرد مناسبی پیدا کند، یا نمیتواند کسی را راضی کند که این شغل را قبول کند؟
اچپی درباره این فرآیند حرف چندانی نزده است.
مدیرعامل بعدی کار سختی پیش رو دارد. این فقط یک ماموریت ساده برای کاهش هزینهها نیست. اچپی از قبل میداند که چگونه هزینهها را کم کند.
کار اصلی این است که تصمیم بگیرد اچپی در آینده چه کاری انجام دهد، چون بازار چاپ روزبهروز کوچکتر میشود و کامپیوترهای شخصی هم به یک کالای عادی تبدیل شدهاند. مهمترین کار مدیرعامل جدید، پیدا کردن یک کسبوکار جدید برای رشد است.
مشکل استراتژیک اچپی
اچپی هنوز یک شرکت بزرگ، سودآور و قوی است. برند معروفی دارد، فروش جهانی دارد، مشتریان زیادی دارد و مهندسان خوبی استخدام کرده است.
عملکرد اخیر هم بد نیست. در سه ماهه دوم، درآمد اچپی ۱۴.۴ میلیارد دلار بود که ۹٪ بیشتر از سال قبل است. فروش کامپیوترهای شخصی ۱۳٪ رشد کرد و به ۱۰.۲ میلیارد دلار رسید، که به خاطر کامپیوترهای مجهز به هوش مصنوعی و آپدیت ویندوز ۱۱ بود. بخش چاپ هم ۴.۲ میلیارد دلار فروش داشت.
اما این اعداد یک مشکل را پنهان میکنند: تعداد کامپیوترهای فروخته شده ۷٪ کمتر شده، با وجود اینکه درآمد بیشتر شده است. فروش چاپگرهای مصرفی هم ۱۰٪ افت کرده است. اچپی با افزایش قیمتها و فروش محصولات گرانتر، درآمدش را بالا نگه داشته، اما این روش نمیتواند همیشه جواب بدهد.
کامپیوترهای مجهز به هوش مصنوعی مهم هستند، اما همه شرکتها دارند آنها را میفروشند. این قابلیت به زودی برای همه تولیدکنندگان کامپیوتر عادی میشود و دیگر یک مزیت خاص برای اچپی نخواهد بود.
مدیرعامل جدید نباید فکر کند که فروش کامپیوترهای هوشمند، یعنی اچپی متحول شده است. این فقط یک قدم کوچک است.
اچپی میتواند کامپیوترهای خوب بفروشد، چاپگرهای باهوشتر بسازد، خدمات بیشتری بدهد و هزینهها را کمتر کند. این کارها حاشیه سود را حفظ میکنند، اما رشد بزرگی ایجاد نمیکنند.
هیئت مدیره باید تصمیم بگیرد: آیا اچپی همان شرکت کامپیوتر و چاپ باقی بماند و پول نقد را بین سهامداران تقسیم کند؟ یا از پول فعلی برای ساختن یک کسبوکار جدید استفاده کند، مثلاً در زمینه روباتیک، دستگاههای هوشمند یا پوشیدنیهای مجهز به هوش مصنوعی؟
اچپی قبلاً فرصتهای بزرگ مثل گوشیهای هوشمند، تبلتها، رایانش ابری و هوش مصنوعی را از دست داده است.
چالش اصلی اچپی، فرهنگ سازمانی است
مدیرعامل جدید با یک مشکل بزرگتر هم روبروست: فرهنگ محافظهکار اچپی.
اچپی سالها در کسبوکار سختافزار بزرگ موفق بوده. سیستمهایش به نظم، کنترل هزینه و عملکرد سهماهه پاداش میدهند.
این ویژگیها خوب هستند، اما گاهی باعث میشوند که شرکت در برابر ایدههای جدید مقاومت کند.
شرکتهای بزرگ سختافزاری معمولاً میخواهند که ایدههای جدید با ساختارهای قدیمی هماهنگ باشند. آنها کسبوکارهای ناآشنا را با معیارهای آشنا ارزیابی میکنند.
این روش وقتی مشکلساز میشود که شرکت بخواهد کاری کاملاً جدید انجام دهد. نرمافزارهای اشتراکی، دستگاههای هوشمند و روباتیک به روشهای مدیریتی متفاوتی نیاز دارند. نمیشود آنها را مثل یک خط تولید کامپیوتر مدیریت کرد.
چالش اچپی فقط انتخاب یک بازار جدید نیست، بلکه باید یک مدل عملیاتی مناسب برای آن بازار بسازد.
کسبوکارهای جدید ممکن است به مدیران جداگانه، بودجه اختصاصی و قوانین متفاوتی نیاز داشته باشند.
یک مدیرعامل جسور به سرعت متوجه میشود که تغییر مسیر اچپی به افرادی نیاز دارد که تجربه ساخت کسبوکارهای جدید را دارند.
شاید مجبور شود بعضی از مدیران فعلی را که نمیتوانند با مسیر جدید هماهنگ شوند، کنار بگذارد. شاید باید ساختارهایی را که ایدههای جدید را متوقف میکنند، برچیند. و شاید باید برنامههایی را که منابع را میخورند اما آیندهای ندارند، متوقف کند.
اینجاست که جستجوی مدیرعامل سخت میشود. هیئت مدیره ممکن است یک فرد جسور بخواهد، اما آیا وقتی این جسارت باعث درگیریهای داخلی شود یا سود کوتاهمدت را کاهش دهد، از او حمایت میکند؟
به بیان ساده، اچپی به یک رهبر نیاز دارد که خودش هم بداند چگونه یک شرکت را متحول کند.
اچپی به یک موتور رشد جدید نیاز دارد
اچپی فعلاً کارهای خوبی در زمینه کامپیوترهای شخصی، کامپیوترهای مجهز به هوش مصنوعی، محصولات همکاری Poly، خدمات امنیتی و چاپ صنعتی انجام میدهد. این کارها باید ادامه پیدا کنند. در حالی که اچپی بر بهینهسازی کسبوکارهای فعلی تمرکز دارد، شرکتهایی مانند متا با رویکردی متفاوت، بر دسترسی همگانی به هوش مصنوعی تأکید کردهاند.
اما بیشتر اینها فقط کسبوکار فعلی را گسترش میدهند. درآمد را زیاد میکنند، اما بازار جدیدی برای اچپی ایجاد نمیکنند.
اچپی به یک کسبوکار جدید نیاز دارد که در چند سال آینده رشد پایدار ایجاد کند و یک سرمایهگذاری بزرگتر برای تغییر شکل شرکت در دهه آینده.
هوش مصنوعی برای جلسات و مکالمات یک فرصت خوب کوتاهمدت است. اچپی از قبل Poly را دارد که دوربین، هدست و سختافزار جلسات تولید میکند. NearSense هم به آنها امکان تشخیص مجاورت و زمینه را میدهد.

اچپی میتواند از سختافزار جلسات فراتر برود و نرمافزاری بسازد که جلسات را هوشمندتر کند: تصمیمات را ثبت کند، کارها را مشخص کند و پیگیری کند که آیا کارها انجام شدهاند یا نه.
هدف این نیست که افراد بیشتری در جلسات شرکت کنند. هدف این است که بفهمیم آیا جلسه لازم بوده، چه کسی باید شرکت میکرد، چه تصمیماتی گرفته شده و آیا کارها به درستی انجام شدهاند. برای این کار، اچپی احتمالاً باید شرکتهای کوچکی را در زمینه هوش مصنوعی جلسات، اتوماسیون و برنامهریزی خریداری کند.
انجام این کار به اچپی تجربه میدهد که یک پلتفرم اشتراکی مبتنی بر سختافزار بسازد، کاری که قبلاً در مقیاس بزرگ موفق نبوده است. بعد از آن، اچپی میتواند به سمت پوشیدنیهای تجاری برود. یک دستگاه کوچک مجهز به هوش مصنوعی، یک نشان هوشمند یا عینکهای مخصوص کار، میتواند مکالمات و کارهای روزمره را به سیستمهای سازمانی متصل کند.
درس مهم این است: از سختافزار برای ایجاد یک رابطه نرمافزاری و خدماتی استفاده کنید که باعث شود مشتریان دائماً با اچپی بمانند.
اپل نشان داده که این مدل چقدر موفق است.
اچپی نباید سراغ محصولات مصرفکننده برود. باید روی کارهای تجاری تمرکز کند که در آنها کار بدون دست ارزش واقعی ایجاد میکند، مثل خدمات میدانی، کارخانهها، مراقبتهای بهداشتی و آموزش.
فراتر از گوشی هوشمند
یک فرصت بزرگتر، ساختن دستگاههای رایانش محیطی است که وابستگی به گوشی را کم میکند.
گوشیهای هوشمند قرار نیست ناپدید شوند، اما بیش از حد شلوغ شدهاند: برنامهها، اعلانها، عکاسی، پرداخت، هوش مصنوعی و… کاربران مدام باید به صفحه نگاه کنند و کارهای مختلف انجام دهند.
رایانش محیطی میتواند این مدل را تغییر دهد. دستگاهی که صدا، دید، حسگرها، هوش مصنوعی و اتصال دائمی را ترکیب کند.
این دستگاه میتواند عینک، یک گیره لباس، یک هدست یا یک شکل جدید باشد.
چنین دستگاهی میفهمد کاربر کجاست، چه چیزی در اطرافش است، چه مکالمهای میکند و چه کاری باید انجام دهد. میتواند اطلاعات را ضبط کند، خلاصهسازی کند و کارها را بدون نیاز به باز کردن چندین برنامه، هماهنگ کند.
تعداد کمی از شرکتها میتوانند چنین دستگاهی بسازند. اچپی در طراحی سختافزار، صدا، دوربین، امنیت و تولید انبوه تخصص دارد.
خرید پلتفرم Humane هم به اچپی داراییهای خوبی در زمینه هوش مصنوعی داده است.
اشتباه این است که یک ابزار جدید بدون کاربرد مشخص بسازیم. اچپی باید از کاربران تجاری شروع کند که به کار بدون دست نیاز دارند و بعداً پلتفرم را گسترش دهد.
اچپی باید مدیریت دستگاه، امنیت و خدمات را خودش در اختیار داشته باشد و در زمینه مدلهای هوش مصنوعی، ابر و تراشه با دیگران همکاری کند.
این رویکرد میتواند هوش مصنوعی جلسات، پوشیدنیها، دستگاههای محیطی و روباتیک را در یک پلتفرم واحد جمع کند.
این یعنی: هوش مصنوعی جلسات به اچپی کمک میکند کارهای اداری را بفهمد. پوشیدنیها این هوش را به محیطهای فیزیکی میبرند. رایانش محیطی وابستگی به صفحه را کم میکند. و روباتیک کار انسان و ماشین را هماهنگ میکند.
فرصت بزرگ، فقط آینده کار اداری نیست، آینده کار انسان و ماشین است.
اچپی به یک سازنده پلتفرم نیاز دارد
اچپی به یک مدیرعامل قدیمی که فقط هزینهها را کاهش دهد و شرکت را مثل قبل مدیریت کند، نیاز ندارد. به یک سازنده پلتفرم سختافزاری و نرمافزاری نیاز دارد که تجربه فروش اشتراکی داشته باشد.
این فرد باید زنجیره تأمین، فروش جهانی و کیفیت محصول را بلد باشد.
همچنین باید درآمد اشتراکی، هزینه جذب مشتری، ریزش و حفظ مشتری را درک کند.
اچپی سالها درباره اشتراک و خدمات حرف زده، مدیرعامل بعدی باید بلد باشد این حرفها را به یک کسبوکار واقعی تبدیل کند.
همچنین باید در خرید شرکتهای دیگر خوب باشد. اچپی احتمالاً باید شرکتهای نرمافزاری کوچک را بخرد تا به تواناییهای جدید برسد، نه اینکه فقط محصولات بیشتری به سبدش اضافه کند.
نیروی فروش اچپی باید یاد بگیرد که راهحلهای کامل بفروشد، نه فقط محصولات.
جمعبندی
مشکل اچپی کمبود ایده نیست، بلکه این است که روی کارهای مختلف زیاد سرمایهگذاری میکند و روی یک کار خاص نه.
اچپی نمیتواند بیهدف بماند. این شرکت برنامه دارد تا ۲۰۲۸ حدود ۶۰۰۰ نفر را اخراج کند و سالانه ۱ میلیارد دلار صرفهجویی کند. این کارها کارایی را بالا میبرد، اما نمیتوانند جایگزین رشد شوند.
هیئت مدیره باید سریع تصمیم بگیرد. هرچه مدیریت موقت بیشتر طول بکشد، وسوسه حفظ وضع موجود بیشتر میشود.
اچپی به مدیرعاملی نیاز دارد که صادقانه بگوید که بهتر کردن کامپیوترها و چاپگرها کافی نیست.
این فرد باید فرضیههای قدیمی را زیر سوال ببرد، مدیران مخالف را جایگزین کند و از کسبوکارهای جدید در برابر فرهنگ قدیمی محافظت کند.
پیدا کردن چنین فردی سخت است. اما قانع کردن او که هیئت مدیره واقعاً از او حمایت میکند، سختتر است.
اچپی نمیتواند با کاهش هزینه به موفقیت برسد. نمیتواند با خرید سهام خودش، رشد جدید ایجاد کند. و نباید فکر کند که اضافه کردن هوش مصنوعی به محصولات قدیمی، یعنی تحول بزرگ.
به طرز جالبی، مدیرعامل جدید باید ویژگیهایی را که اچپی را در ابتدای کار موفق کرد، دوباره زنده کند: محصولات قابل اعتماد، نوآوری مستمر، رهبری جسورانه، حل مشکلات واقعی و مهمتر از همه، کارمندانی که قدرت نوآوری و ریسکپذیری دارند.
آنچه بعد از کامپیوترهای شخصی میآید، برای آینده اچپی مهمتر از ساخت یک کامپیوتر بهتر است.
نکته اصلی این است که مدیرعامل بعدی اچپی باید سریع، با اعتماد به نفس و بدون تعصب به وضع موجود، به این سوال پاسخ دهد.
آی تی گیم اخبار فناوری، تکنولوژی و بازی
