مایکروسافت در رویداد Build ۲۰۲۶، یک ایدهی واقعاً خوب را پیشنمایش داد: پروژهی سولارا. سولارا سه لایهی مهم دارد: یک سیستمعامل ساختهشده برای عاملهای هوش مصنوعی به جای اپها؛ یک استاندارد مدیریتی که کنترل میکند آن عاملها به چه چیزهایی دسترسی دارند؛ و یک لایهی داده که به یک عامل اجازه میدهد فایلها، جلسات و مجوزهای یک شرکت را با رعایت کنترلهای دسترسی موجود، درک کند.
سپس مایکروسافت دو مفهوم را به عنوان نمونههایی از آنچه میتوان با استک سولارا ساخت، نشان داد: یک هاب رومیزی که در کنار کامپیوتر شخصی قرار میگیرد و میتواند با Windows ۳۶۵ در فضای ابری یکپارچه شود، و یک نشان شناسایی برای کارگران خط مقدم. این دو نشاندهندهی دو جهتگیری بسیار متفاوت با اولویتبندی مشخص نیستند.
پوشیدنیهای هوش مصنوعی میتوانند به گسترش اصلی بعدی محاسبات سیار تبدیل شوند. پروژهی سولارا به نظر تلاش مایکروسافت برای اطمینان از این است که چرخهی دستگاه دیگری را از کنار تماشا نمیکند.
با این حال، آنچه مایکروسافت در Build نشان داد، دو سؤال بسیار متفاوت را مطرح میکند. آیا این شرکت به طور مؤثر تحرک مصرفکننده را واگذار کرده و میدان نبرد خود را انتخاب کرده است؟ آیا میتواند شرکای سختافزاری را متقاعد کند که دستگاههای سولارایی بسازند که مشتریان بخواهند و تولیدکنندگان تجهیزات اصلی بتوانند به طور سودآور بفروشند؟
چالش ویندوز
درآمد مایکروسافت از بخش OEM ویندوز و دستگاهها در چند سال اخیر تقریباً ثابت بوده و در نتیجه به عنوان درصدی از درآمد کل مایکروسافت کاهش یافته است.
با این حال، درآمد آنچه را که ویندوز برای مایکروسافت انجام میدهد، دست کم میگیرد. ویندوز هنوز سطحی است که از طریق آن مایکروسافت ۳۶۵، کوپایلوت، امنیت و هویت به یک میلیارد دستگاه میرسد. ویندوز در حال مرگ نیست. فقط وزن استراتژیک سابق را حمل نمیکند.
اپل از این ضعف فشار میآورد. در ماه مارس، یک تراشه آیفون را در یک لپتاپ قرار داد و آن را به قیمت ۵۹۹ دلار فروخت. مکبوک نئو در حدود سه هفته ۱.۱ میلیون دستگاه فروخت و در اولین فصل عرضه خود از تمام مکهای دیگر پیشی گرفت. درآمد مک در سهماهه ژوئن اپل به ۱۰.۴ میلیارد دلار رسید که ۲۹٪ رشد داشت و حدود سه برابر سریعتر از تعداد دستگاهها رشد کرد.
فشار فقط از یک خانواده مکبوک تهاجمیتر نیست. اپل همچنان از جنبههای مختلف با ویژگیهای Continuity خود که تلفنها، ساعتها، هدفونها و در نهایت پوشیدنیهای مبتنی بر هوش مصنوعی مانند عینک را پوشش میدهد، به ویندوز فشار میآورد. این اکوسیستم یک چالش دشوار برای مایکروسافت ایجاد میکند.

مایکروسافت و دری بسته به سوی کاربران عادی
اپل در سهماهه اول، ۲۳٪ از محمولههای ساعتهای هوشمند و بیش از نیمی از بازار آمریکای شمالی را به خود اختصاص داد. سامسونگ حدود ۷٪ را مدیریت کرد. عینکهای هوشمند سالانه ۱۶۷٪ رشد داشتند و متا بسته به اینکه به آمار چه کسی اعتماد کنید، بین ۶۹٪ تا ۸۴٪ از بازار را در اختیار داشت.
مایکروسافت امروز حضور قابلتوجهی در این بازار ندارد و هیچ مسیر مستقیم و مشخصی برای بازگشت به آن ندارد. بیشتر پوشیدنیهای مصرفکننده به یک گوشی به عنوان هاب متکی هستند و مایکروسافت چنین گوشیای ندارد. پل سامسونگ به ویندوز، Phone Link است که خود محصول مایکروسافت است و تنها به دلیل وجود اندروید وجود دارد.
هوش مصنوعی عاملمحور ممکن است تسلط اپاستور بر توزیع را کاهش دهد. اما این موضوع، پایگاه نصبشده، هویت یا مزیت دستگاه پیشفرض را از بین نمیبرد. مایکروسافت همچنان وارد اتاق نشیمنی میشود که متعلق به اپل، گوگل، سامسونگ و متا است.
این الگو فراتر از گوشیها گسترش مییابد. مایکروسافت به طور فزایندهای ایکسباکس را به عنوان یک کسبوکار محتوا و خدمات چندسکویی در نظر میگیرد، حتی در حالی که به توسعه سختافزار کنسول ادامه میدهد. این یک عقبنشینی از دستگاهها نیست. بلکه تمایلی به مرکزیت دادن به سختافزار اختصاصی در استراتژی خود ندارد.
سولارا به مایکروسافت راهی متفاوت برای ورود میدهد.
انصافاً، مایکروسافت چند انتخاب معماری هوشمندانه انجام داده است.
سولارا بر روی پلتفرم اکوسیستم دستگاه مایکروسافت (MDEP) اجرا میشود که یک نسخه سازمانی از اندروید است که مایکروسافت در اصل برای سختافزار اتاقهای تیمز ساخته بود. مایکروسافت عمداً اندروید را برای دستگاههای کوچک و کممصرف انتخاب کرد، در حالی که Intune، Entra ID، Defender و وصلههای از راه دور را حفظ کرد. تراشه نیز از کوالکام و مدیاتک تأمین میشود، نه تراشهای که خود مایکروسافت طراحی کرده باشد.
مدیریت از طریق مشخصات کنترل عامل (Agent Control Specification) انجام میشود، یک استاندارد قابل حمل و مستقل از فروشنده، نه یک روش برای قفل کردن کاربر. مایکروسافت اصلاً سختافزار را نمیسازد. شرکا طرحهای مرجع را برداشته و آنها را به محصول تبدیل میکنند.
هر یک از این انتخابها نشاندهنده درسی است که مایکروسافت به سختی آموخته است که چندین مورد از آنها به طور خاص از هولولنز نشأت گرفته است.
بازار سازمانی همچنین میدان نبرد درستی است. پوشیدنیهای مصرفی به شدت تحت تأثیر مد، اکوسیستم و اتصال به تلفن هستند. پوشیدنیهای سازمانی بر اساس گردش کار، مدیریت، هویت، امنیت و بازگشت سرمایهی قابلاندازهگیری موفق یا شکست میخورند. برای نشان پرستار یا عینک انباردار، سؤال تعیینکننده کیفیت دوربین نیست. این است که آیا شرکت میتواند کنترل کند که دادهها به کجا میروند، چه کسی میتواند به آنها دسترسی داشته باشد و چه مدت نگهداری میشوند.
پس چرا یک هاب رومیزی؟
دستگاه رومیزی ایدهی بدی نیست. یک نقطهی پایانی مشترک قابل اعتماد با ورود با تشخیص چهره، کاربردهای واقعی دارد: میزکاری مشترک، پشتیبانی از کارگران شیفتی خط مقدم، و فراهم کردن یک عامل دائمی در یک اتاق. اما با اتصال یک مانیتور، به یک دستگاه ویندوزی تبدیل میشود که در فضای ابری اجرا میشود، که ویندوز را به داستانی بازمیگرداند که مایکروسافت به درستی آن را بدون ویندوز کرده بود – و هیچ کاری برای قرار دادن مایکروسافت در محیطهای متحرک و بدون نیاز به دست که ممکن است فرصت مخربتر در آنجا باشد، انجام نمیدهد.
نشان شناسایی مفهوم بهتری است. این دستگاه متحرک است و چیزی فراتر از یک مدرک هویتی است. یک فشار، یک عامل را بیدار میکند، یک ضربه، صدا را ضبط و رونویسی میکند و یک دوربین دارد. دستگاههایی مانند Plaud قبلاً در این فضا فروش دارند، بنابراین سؤال واقعی این است که سولارا چه چیزی اضافه میکند. پاسخ خوبی وجود دارد که مایکروسافت به سختی زحمت ارائه آن را کشید. Plaud صدا را به فضای ابری خود میفرستد. یک نشان سولارا میتواند دادهها را تحت کنترلهای هویت، دسترسی و نگهداری مایکروسافت ۳۶۵ حفظ کند.
با این حال، آن دوربین.
دوربین سینهای بدون اینکه کاربر به پایین نگاه کند، هدفگیری دشوار است، که این امر، فرضیهی اصلی «چشمها به جلو» را از بین میبرد. همچنین از هر کسی که جلوی کاربر ایستاده است – بیماران، مشتریان، همکاران – فیلم میگیرد، که هیچکدام با ضبط شدن موافقت نکردهاند.
در یک بیمارستان، این بلافاصله سؤالات حریم خصوصی بیمار را مطرح میکند. در محیطهای کاری دیگر، مشکلات مربوط به رضایت، نگهداری و حفاظت از داده را ایجاد میکند که بر اساس حوزهی قضایی متفاوت است. این نگرانیهای حریم خصوصی همچنین بخشی از چیزی بودند که به کشتن گوگل گلس کمک کردند و همچنان چالشی برای عینکهای هوشمند در حال ظهور هستند.
مایکروسافت ابزارهای capable برای مقابله با چالش دوربین دارد: نشانگرهای ضبط، ضبط محدود به اجاره، و نگهداری اعمالشده توسط مشخصات مدیریت پروژه سولارا که اخیراً منتشر شده است. این قابلیتها میتوانند مدیریت را به یک مزیت رقابتی تبدیل کنند. بخش عجیب این است که به سختی این استدلال را مطرح کرد.
ریسک بزرگتر: چه کسی آن را میسازد؟
بخشی که باید ردموند را نگران کند این است: سولارا فقط زمانی کار میکند که کسی سختافزار را بسازد، و مایکروسافت حتی یک شریک برای ساخت دستگاه سولارا معرفی نکرده است. این شرکت اکوسیستم MDEP در حال رشدی دارد، اما سولارا از آن شرکا میخواهد کاری بسیار دشوارتر از ساخت یک دستگاه دیگر تیمز انجام دهند.
یک شرکت سختافزاری باید در یک کلاس جدید از دستگاه هوش مصنوعی موبایل سرمایهگذاری کند، فرمفاکتور را تعیین کند، محدودیتهای باتری و حرارت را حل کند، دوربینها و سنسورها را طراحی کند، یک گردش کار جدید را اثبات کند، و سپس شرکتها را متقاعد کند که آن را در مقیاس بزرگ مستقر کنند.
اقتصاد این موضوع هم کمک نمیکند. حاشیه سود کسبوکار کامپیوترهای شخصی اچپی حدود ۵ درصد است. گروه مشتریان دل در حدود ۶ درصد قرار دارد. تولیدکنندگان تجهیزات اصلی حاشیه ناچیز سختافزار را میپذیرند اگر دستگاه درآمد مدیریتی، قراردادهای پشتیبانی، کارهای یکپارچهسازی یا حسابهای سازمانی را به همراه داشته باشد. اما مایکروسافت این استک را توصیف نکرده است. تاکنون، این شرکت در مورد مدل کسبوکار فراتر از نقشی که Azure ایفا خواهد کرد، اطلاعات کمی ارائه کرده است.
این موضوع سؤال معماری را مطرح میکند، و آن سؤالی نیست که مردم معمولاً میپرسند. مایکروسافت سولارا را «از تراشه تا ابر» مینامد، که نشان میدهد برخی از استنتاجها به صورت محلی و برخی در فضای ابری اجرا خواهند شد. جایی که این خط ترسیم میشود، دو چیز را همزمان تعیین میکند: اینکه آیا نشان در زیرزمین بیمارستان کار میکند و چه مقدار نوآوری در دستگاه برای متمایز شدن یک شریک باقی میماند.
اگر ارزش زیادی به Azure منتقل شود، تولیدکننده تجهیزات اصلی در خطر تبدیل شدن به یک مونتاژکننده مشتریهای نازک با حاشیه سود پایین قرار میگیرد. برای شرکتهایی که از قبل به حاشیه سود تکرقمی میانه در بخش رایانههای شخصی عادت کردهاند، این به سختی دلیلی واضح برای تأمین مالی یک دسته جدید است.

پیروزی بدون مالکیت دستگاه
شاید مایکروسافت نیازی به پیروزی در دستگاه نداشته باشد. میتواند مالک هویت، مدیریت، مدیریت عامل، بافت سازمانی، استنتاج ابری، یکپارچهسازی گردش کار و ابزارهای توسعهدهنده باشد – و پول دریافت کند، چه سختافزار از لنوو، سامسونگ، یک تولیدکننده تجهیزات اصلی صنعتی یا، در حد معقول، اپل باشد. این یک موقعیت با ارزشتر از مونتاژ ابزارها است. همچنین ممکن است دقیقاً همان چیزی باشد که مایکروسافت از دست دادن گوشیها آموخت.
یک سؤال بزرگتر در زیر همه اینها وجود دارد که ممکن است از سختافزار مهمتر باشد. عاملی که هویت، حافظه، مجوزها و بافت گردش کار یک کارگر را در حین جابهجایی بین دستگاهها حفظ میکند، میتواند با ارزشترین بخش این چرخه بعدی را در اختیار داشته باشد.
مایکروسافت در این رقابت با Work IQ و Entra، در کنار اپل، گوگل، متا، اوپنایآی و شرکتهای نرمافزاری عمودی که از قبل در بیمارستانها، انبارها و سایر گردشهای کاری سازمانی حضور دارند، قرار دارد.
مایکروسافت ممکن است دستگاه را ببازد و همچنان عامل را ببرد. همچنین ممکن است در نهایت زیرساخت را تأمین کند در حالی که شخص دیگری مالک رابطه با مشتری باشد.
بازار سازمانی نیز مانند بازار مصرفکننده نیست. گوشیهای هوشمند به اپراتورها، اکوسیستم برنامه، ترجیح برند و صدها میلیون خریدار نیاز داشتند. یک نشان بیمارستانی به تعداد انگشتشماری از مشتریان بزرگ، خرید متمرکز، گواهینامه امنیتی و یک عدد بهرهوری نیاز دارد که کسی بتواند در یک جلسه بودجه از آن دفاع کند. این به جای اینکه بر خلاف نقاط قوت مایکروسافت باشد، با آنها همسو است.
سؤال واقعی این نیست که آیا مایکروسافت میتواند یک پوشیدنی عالی بسازد. این است که آیا مایکروسافت عمداً برای صفحه کنترل بازی میکند – یا اینکه «ارائهدهنده پلتفرم» به یک روش راحت برای توصیف شرکتی تبدیل شده است که دیگر سختافزارهای تعیینکننده دستهبندی نمیسازد.
چه چیزی آن را مشخص میکند؟
مایکروسافت قبلاً اینجا بوده است. در سال ۲۰۲۱، برنامه سیستم تقویت تصویر یکپارچه (IVAS) ارتش ایالات متحده را به ارزش تا ۲۲ میلیارد دلار برای بیش از ۱۲۰٬۰۰۰ هدست به دست آورد. سه سال بعد، مایکروسافت هولولنز ۲ را متوقف کرد. تا فوریه ۲۰۲۵، از سختافزار واقعیت افزوده خارج شد و IVAS را به اندوریل واگذار کرد، از جمله توسعه سختافزار و نرمافزار آینده.
به نظر میرسد مدل شریکی سولارا منعکسکننده درسی است که مایکروسافت از هولولنز گرفت: بار تولید، موجودی و کانال یک بخش سختافزاری محدود را خودتان حمل نکنید. پلتفرم را بسازید و اجازه دهید متخصصان دستگاههایی برای بازارهای خود ایجاد کنند. این یک استراتژی معقول است، اما ریسک مخالف را ایجاد میکند.
مایکروسافت ممکن است آنقدر کنترل کمی بر محصول نهایی داشته باشد که همه منتظر بمانند تا شخص دیگری ریسک را بپذیرد. یک معماری مرجع کافی نیست. مایکروسافت باید به شرکا یک چشمانداز محصول روشن، اقتصاد قانعکننده و پشتیبانی کافی بدهد تا فراتر از یک دستگاه دیگر برای اتاق جلسات سرمایهگذاری کنند.
این همان چیزی است که شریک سختافزاری را بسیار مهم میکند. مایکروسافت در حال حاضر شرکای دستگاه MDEP از جمله Yealink، Jabra، Lenovo، Neat، Cisco و HP دارد. با این حال، بیشتر این فعالیت بر روی دستهبندیهای تثبیتشده مانند اتاقهای جلسات، تلفنهای رومیزی و دستگاههای همکاری متمرکز است. سولارا از آن شرکا میخواهد که به یک دستهبندی جدید وارد شوند.
لنوو ممکن است آشکارترین نامزد باشد. از طریق موتورولا، چیزی دارد که بیشتر شرکای سختافزاری سازمانی مایکروسافت فاقد آن هستند: مهندسی فعلی اندروید، سلولی و دستگاههای جمعوجور همراه با یک کانال فروش سازمانی بزرگ.
بنابراین چه چیزی نشان میدهد که سولارا به چیزی بیش از یک معماری جالب تبدیل میشود؟ در اینجا مواردی است که باید مراقب آنها بود:
- یک شریک سختافزاری نامبرده که مایل به تعهد چندنسلی باشد.
- یک فرمفاکتور که یک پرستار، کارگر انبار یا تکنسین میدانی بتواند برای یک شیفت کامل از آن استفاده کند.
- یک مدل درآمدی که به تولیدکننده تجهیزات اصلی حاشیه سود بیشتری نسبت به یک کسبوکار مشترینازک دیگر بدهد.
- یک توضیح واضح از اینکه کدام یک از بارهای کاری هوش مصنوعی روی دستگاه اجرا میشوند و کدام یک نیاز به Azure دارند.
- یک مدل حریم خصوصی و مدیریت که در محصول طراحی شده باشد، نه اینکه بعداً به آن اضافه شود.
هیچکدام از اینها به این معنا نیست که مایکروسافت خودش سختافزار را بسازد. اما کسی باید مسئولیت تبدیل این استک به یک محصول را بر عهده بگیرد.
به نظر میرسد مایکروسافت درسهای فنی خاصی را از تجربه سختافزاری قبلی خود آموخته است:
- اندروید به جای تحمیل ویندوز
- تراشههای آماده به جای استک اختصاصی
- شرکا به جای یک کارزار سختافزاری پرهزینه دیگر
- یک مشخصات باز به جای قفلکردن کاربر
درس تجاری هنوز ثابت نشده است. یک پلتفرم به خودی خود یک دستهبندی ایجاد نمیکند. تا زمانی که مایکروسافت شرکای سختافزاری متعهد را معرفی نکند، یک گردش کار بدون نیاز به دست را نشان دهد که ارزش استقرار داشته باشد، توضیح دهد که چه چیزی روی دستگاه اجرا میشود در مقابل Azure، و به تولیدکنندگان دستگاه دلیلی برای سرمایهگذاری بدهد، سولارا یک استک مناسب باقی میماند که منتظر است شخص دیگری ریسک را بپذیرد.
آی تی گیم اخبار فناوری، تکنولوژی و بازی
